عبد الرضا سالار بهزادى

193

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

( 333 ) - مىگويند زين العابدين خان شترى را با جهازش با ضربت شمشير به دو نيم مىكرد ! و يا يك بار در حين نماز پلنگى را كه به درون خيمه‌اش آمده بود بدون شكستن نماز خود با شمشير به يك ضربت دو نيمه كرد و به نماز خود ادامه داد ! البته زور بازو و پهلوانى غلامرضا اسماعيل پدر اين دو برادر نيز مشهور بوده و به صورت ضرب المثل درآمده بوده است . ( 334 ) - تاريخ منتظم ناصرى ، ج 3 ، ص 2090 . ( 335 ) - طايفهء ياراحمد زهى كه از ناآرام‌ترين طوايف بلوچ بودند ، پس از ناآراميهاى سال 1310 شمسى و سركوب شدن آن ناآراميها و بعد از آنكه مدتى سران آن طايفه به فارس تبعيد شدند مورد عفو رضاشاه قرار گرفته و به همين مناسبت نام « شه‌نوازى » بر طايفهء خود نهادند و نيز طايفهء اسمعيل‌زايى در همان زمان و به همان مناسبت نام « شه‌بخش » را انتخاب نمودند . پس از پيروزى انقلاب اسلامى هردو طايفه مجددا نامهاى اصلى خود را بر طايفهء خويش گذاردند . ( 336 ) - سرحد منطقه‌اى است كوهستانى در شمال بلوچستان كه از غرب به دشتهاى نرماشير ، از شمال به منطقهء نصرت‌آباد و زاهدان ، از شرق به بلوچستان پاكستان و از جنوب به منطقهء سراوان و ايرانشهر محدود است و شهر خاش مركز آن به شمار مىرود . ( 337 ) - سردار حسين خان پسر محمد على خان ناروئى كه مدتى در مناطق جنوب بلوچستان و در بنت و فنوج داعيهء استقلال داشت ، در شورش آقا خان محلاتى ابتدا جانب او را گرفت و همراه با او بر عليه دولت ايران جنگيد ، امّا بعدا همانطور كه شرح آن قبلا گذشت به حكومت ايران سرسپرد و بر عليه سردار ابو الحسن خان برادر آقا خان جنگ كرد . در مورد حسين خان در بخش دوم كتاب حاضر اسناد و مدارك زين العابدين خان اسعد الدوله توضيحات بيشترى داده خواهد شد . ( 338 ) - سفرنامهء سايكس ، صص 144 - 143 . ( 339 ) - تاريخ كرمان ، صص 632 - 630 . ( 340 ) - در حاشيهء اين مطلب از متن تاريخ وزيرى ، استاد باستانى پاريزى كه عمرى بر سر تاريخ كرمان گذارده‌اند ، امّا متأسفانه به طور كلى به شهر كرمان و منطقهء سيرجان بسنده فرموده و باقى نقاط ايالت كرمان عموما و منطقهء بم به خصوص مورد كم‌التفاتى ايشان بوده است ، به معرفى كوتاهى از زين العابدين خان و ابراهيم خان پرداخته‌اند ، امّا مطابق معمول ابراهيم خان ميرپنجه برادر زين العابدين خان اسعد الدوله را با ابراهيم خان سعد الدوله كه در اين قسمت از كتاب حاضر سعى در معرفى ولو به اختصار او نموده‌ايم اشتباه گرفته‌اند . اين اشتباه و اشتباهى ديگر را استاد و به تبع ايشان ديگران مكرر مرتكب گرديده‌اند . نمونهء اشتباه ديگر منجمله در نوشتهء ديگر از استاد در مقالهء « گذارى با زن از گدار تاريخ » ، در كتاب سنگ هفت قلم ايشان مرتضى قلى خان سعد الدوله دوم پسر عباس خان سرتيپ و دختر زادهء ابراهيم خان سعد الدوله را با خود ابراهيم خان سعد الدوله اشتباه گرفته‌اند . اين مطلب برمىگردد به آنچه كه در باب عدم تحقيق در كارهاى مورخين خودمان گفتيم . چه استاد فاضلى چون جناب باستانى پاريزى كه قسمت اعظم كار خودشان را صرف تاريخ كرمان فرموده‌اند ، دربارهء يك شخصيت تاريخى چون ابراهيم خان سعد الدوله كه به قول خود استاد « يكى از مردان بزرگ اين ناحيه محسوب مىشود » و خود استاد اذعان دارند « كه در حقيقت به كمك او قضيهء استقلال بلوچستان كه نزديك بود به مرحلهء عمل نزديك شود صورت نگرفت » ( تاريخ كرمان ، حاشيهء ص 630 ) هنوز تحقيقى جامع به عمل نياورده‌اند كه هيچ ، حتى در همان نوشته‌هاى خودشان در يك صفحه عدم انطباق تاريخ سنوات را دقت نفرموده‌اند و به صرافت اين امر نيفتاده‌اند كه شايد علت اين عدم انطباق تاريخها اين باشد كه ابراهيم خانها دو نفر بوده‌اند ، چه خود ايشان در همان حاشيه سال وفات ابراهيم خان سعد الدوله را به نقل از سايكس و به صحت سال 1301 نوشته‌اند ، درحالىكه در متن تاريخ وزيرى كه خود ايشان تصحيح فرموده‌اند در همان صفحه كه استاد حاشيهء بالا را بر آن مرقوم فرموده‌اند سال به حكومت رسيدن ناصر الدوله را در كرمان 1298 و مسافرت ناصر الدوله به بلوچستان را در جريان قضيهء « شورش ابو الفتح‌خانى » سفر دوم يا سوم او به بلوچستان ذكر نموده كه حتى